سیستمهای مدیریت محتوا
به روزرساني و ذخيرهسازي اطلاعات و محتويات يك سايت اينترنتي نشانهاي است از فعال بودن سايت و در عين حال جذب يا حفظ مخاطبين بالقوه و بالفعل سايت. مسلماً با رعايت يك شيوه يا رويه ثابت در به هنگامسازي اطلاعات و محتويات يک سايت اينترنتي مي توان موفقيت يك سايت را در يك زمان معين تضمين نمود. در اين مقاله، هر چند کوتاه، قصد دارم ضرورت و اهميت پيادهسازي و کاربرد سيستمهاي مديريت محتواي در سايتهاي اينترنتي و نيز وبلاگها را مورد بررسي قرار دهم.
اطلاعات و ي از شما اين جمله معرف را نيز شنيده باشيد که کارگران فنآوري اطلاعات در گوشه و کنار دنيا به اين عقيده دارند که : Content is the King - و اين همان چيزي است که مي گويند مي تواند موفقيت شما را در گسترهي اينترنت تضمين کند. محتواي سايت شما بايد محتواي منحصر بفرد باشد، به اين معني که حتي الامکان، مخاطب هدف شما نتواند آن را در جاي ديگري در فضاي سايبر پيدا کند. اگر چنين باشد، مخاطبين هدف مي توانند شما را از طريق موتورهاي جستجو بيابند - اگر قبلاً در موتورهاي جستجو به يک رتبه قابل توجه دست يافته باشيد. از سوي ديگر اضافه کردن داده هاي جديد (اخبار، مقالات، گزارشها، آمار و ارقام و نمودارهاي مرتبط و تصاوير و ...) و به روزرساني و اصلاح اطلاعات قديمي براي سايت هاي وب يک ضرورت انکار ناپذير است. کابران اينترنت به دنبال اطلاعات جديد هستند و اطلاعات قديمي و تکراري آنها را مايوس مي کند و ممکن است که به همين جهت ديگر به ديدار شما و حضور الکترونيکيتان نيايند. محتواي مکتوب و متني يک سايت از ديد آنها که سالها در زمينه طراحي و پيادهسازي سايت هاي اينترنتي تجربه دارند مهمترين داشتهي سايتها به شمار ميرود. شايد برخ
هر روز بر تعداد اقلام اطلاعاتي افزوده مي شود. شما از چه نوع اطلاعاتي براي سايت خود استفاده ميکنيد؟ آيا تنها به ارائه اطلاعات تکراري از سايت هاي خبري يا روزنامه ها و خبرگزاريها اکتفا مي کنيد؟ به لحاظ حجم بالايي از اخبار و اطلاعات، آمار و ارقامي كه از سوي منابع موثق و معتبر مختلف چون خبرگزاريها و رسانه هاي راديويي و تلويزيوني و مطبوعات بر روي اينترنت قرار مي گيرد به نظر ضروري است که از تکرار مکررات بپرهيزيم و از هم اكنون به فكر شيوه هاي نو در جمعاوري / توليد (اخبار و اطلاعات منحصربفرد) و در نهايت توزيع و به روزرساني و حتي ذخيرهسازي و نمايش و ارائه اتوماتيك اطلاعات از منابع مختلف باشيم. يکي از دلايلي که موجب موفقيت و جلب توجه وبلاگها در عرصهي اينترنت شده است همين است که ميبينيم وبلاگها توانستهاند حجم عظيمي از اطلاعات جديد و بکر را در اختيار عموم کاربران اينترنتي قرار دهند. مثلاً فيلم جديد و تازهاي را در نظر بگيريد و يا نمايشنامه جديدي که بر روي صحنه مي رود، اولين تماشگران آن فيلم يا نمايش، دست اول ترين اخبار و اطلاعات و نقد و بررسيها را مي توانند در وبلاگهاي شخصي خود پست کنند. اين اطلاعات، تازه و منحصر بفرد است چرا که در اينترنت، امکان دارد پيش از آن مطلبي نوشته يا منتشر و منعکس نشده باشد. «سايتهاي اطلاعرساني بر روي وب» که «اطلاع رساني» را سر لوحهي کارها و اقدامات خود قرار دادهاند، بدون اطلاعات جديد بزودي اعتبار خود را از دست مي دهند و در صورتي که فکري به حال خود نکنند، در مقابل، وبلاگها کم مي آورند. محتواي وبلاگها را مي توان خيلي سريع، و در واقع از توليد به مصرف دانست و اين همان چيزي است که موجب موفقيت وبلاگها در جلب توجه مخاطبين شده است. وبلاگهاي خوب، روي يک موضوع منحصربفرد زوم ميکنند. مثلاً من خانمي را ميشناسم که وبلاگش را نه براي نوشتن خصوصي ترين احساسات و عواطفش، يا آخرين قرار ملاقاتهايش، يا نوشتن هذيانهاي صبحگاهي و شامگاهياش، که براي نوشتن از دانش و تجربهاي که از زمان وبلاگنويسياش کسب کرده است و آن هم فقط و فقط روي يک موضوع جالب و منحصربفرد: وضعيت رستورانهاي بين راه از فلان جا به بهمان جا! ببينيد چطور روي يک اصطلاحاً niche market زوم ميکنند! وبلاگنويسي خوب يعني همين، يعني اينکه يک موضوع و پرداختن به آن. من بارها گفته ام که عليرغم آنچه اين طرف و آن طرف نوشته ميشود در مطبوعات يا در همين اينترنت، معتقدم که ما در ايران وبلاگنويسان خوب يا اصلاً نداريم يا خيلي کم داريم. در وبلاگهاي ايراني، از شير مرغ تا جون آدميزاد پيدا مي شود. همه به يک جا لينک کردهاند: معلوم مي شود که فقط انگار از روي دست هم نوشتهاند و نگاه کردهاند. يکي چيزي نوشته است، بقيه به او لينک کرده اند، وسط وبلاگ، کم ميآورند مي روند يک عکس بي ربط، از يک جا مي آورند و ميگذارند، زيرش مي نويسند بدون شرح! يا مينويسند: «چند وقت است که چيزي ننوشتهام، يعني چيزي براي گفتن نداشتهام و حوصلهام سر رفته است و ...» اين گونه متن و محتوا چه ارزشي دارد؟ مخاطب شما دنبال اين نيست که ببيند شما حوصله داريد يا نه! او به دنبال اطلاعات آمده است. ۸۵ درصد از بازديد کننده هاي شما، ديگر به وب سايت يا وبلاگ شما باز نميگردند. آيا شما اين را مي خواهيد؟ مطمئن هستم که نه، شما اين را نمي خواهيد. وبلاگ واقعي يعني محتوا، يعني چيزي ارائه کنيد که جاي ديگري نيابيد، يعني يک برداشت شخصي، سريع ولي حرفه اي روي يک موضوع و نه روي موضوعات مختلفي که هيچ ربطي به هم ندارند. انتقاد سازنده کردن از يک موضوع هم راه و روش دارد و متاسفانه وبلاگنويس هاي ما کمتر به اين موضوع انديشيدهاند که به تحقيق روي آورند. در مورد چيزهايي که مي بينيد يا مي شنويد، ابتدا تحقيق کنيد و بعد منابع را معرفي کنيد و بعد منتشر کنيد. اين ساده ترين شيوه است براي ايجاد يک محتواي منحصربفرد و جالب که مخاطبين شما را ميخکوب ميکند و توجه آنها را به پيگيري نوشته هايتان جلب ميکند.
در مورد سايتهاي وب، چنانچه بخواهيم كاري اصولي و اساسي انجام دهيم كه در طولاني مدت به نفع سايت و يا حتي وبلاگ ما باشد، بايد بگويم كه طراحي و پياده سازي يا تهيه و تدارك يك سيستم مديريت محتوا Content Management System براي سايت يا وبلاگ است و اين با توجه به گستردگي موضوعات سايت، بايد مورد توجه طراحي يا جمع آوري اطلاعات به منظور انتخاب و خريداري سيستم قرار گيرد. در واقع، وبلاگها، به نوعي يک سيستم مديريت محتواي اما در سطحي کوچک و محدود هستند. اداره کننده وبلاگ بايد در پشت صحنهي وبلاگ يا وب سايت خود از يک نظام و ثبات رويه برخوردار باشد. به روزرساني ها بايد حتي الامکان داراي يک نوع نظم از پيش طراحي شده باشد. سايت هاي وب با ماهيت پورتال، يا سايت هاي صرفاً جهت اطلاعرساني و خبري، بازارهاي الكترونيكي افقي يا عمودي كه مثلاً طيف وسيعي از اقلام كالا و خدمات، پروژه ها و كاريابي، مزايده و مناقصه ها را در بر دارند و يا آنجا که به صورت عمودي فعاليت ميکننداطلاعات منحصربفرد در خصوص يک نوع آيتم مثل خودرو را ارذئه مي دهند و علاوه بر آن، در کنار فعاليت اصلي سايت خود مي خواهند ارائهدهنده گزيدهاي از اخبار مرتبط، مقالات مرتبط، آمار و ارقام و اطلاعات متنوعي پيرامون موضوع اصلي خود باشند، بايد براي توليد محتوا (خبر يا مقاله) – وارد چرخهي مهم جمع آوري و ساختن اطلاعات و محتوا، بررسي و تاييد (Verify) و در نهايت قالب بندي (Formating) محتوا، به هنگام رساني و ذخيره سازي و نمايش محتواي خود حتي الامكان داراي يك سيستم مديريت محتوا CMS منحصربفرد و در عين حال كارا و موثر باشند كه بتوانند به طور ثابت اطلاعات و محتواي سايت را به صورتي منظم و حتي الامکان خودكار انجام دهند. سيستمهاي مديريت محتوا براي سايتهاي وبي که با حجم بالايي از اطلاعات سر و کار دارند قيمتهاي بسيار بالايي دارند. چرا؟ اهميت موضوع در مديريت منابع و امنيت سيستم از لحاظ دسترسي ها چنين ايجاب مي کند. برخورداري از سيستم مديريت محتواي سايت مي تواند به موفقيت هاي بيشتر براي سايت در آينده كمك هاي بسياري كند.
در حال حاضر حجم قابل توجهي از اطلاعات، اخبار، مقالات، آمار و ارقام از سوي منابع مختلف بر روي اينترنت قرار مي گيرد و نيز پيش بيني ميشود كه در آينده به تعداد اين منابع افزوده شود. جستجو، مطالعه و بررسي، تجزيه و تحليل و پردازش اين حجم بالاي اطلاعات و در نهايت انتخاب، ذخيره سازي و به روزرساني به موقع مواد و اقلام انتخاب شده بر روي سايت، زمان بسياري را از نيرو يا نيروهاي انساني موظف به انجام اين عمل در شرکتها خواهد گرفت و قطعاًً دوباره كاريها در حوزه هاي مختلف، باعث تلف شدن وقت و سرمايه شركتها و نيز بالا رفتن درصد خطا در هنگام يافتن ميزان اعتبار اخبار و مقلات و ... و در نهايت به هنگام انتخاب و گزينش و ويرايش مطالب خواهد شد. همين الان چرخي در اينترنت بزنيد و ببينيد که دهها خبرگزاري فارسيزبان دارند يک نوع خبر و يک نوع اطلاعات را تنها با کمي تغيير جزئي بر روي سايت هاي خود منتشر مي کنند. وب سايتهاي ديگر با aggregator هايشان همانها را عيناً مخابره ميکنند، پورتالها و سايتهاي خصوصي و دولتي و سازمانها نيز همانها را در سايت خود قرار مي دهند، وبلاگنويس ها هم - نمي گويم همه اما قبول داشته باشيد که اکثراً، لينکي به همان منابع مي دهند و از قضيه ميگذرند. مثل اقتصادمان، اينجا هم، به نظرم ما دچار يک جور بيماري شدهايم. نداشتن يک سيستم مديريت محتوا در تک تک وب سايتهايمان کاملاً مشاهده مي شود و من معتقدم که ما بايد يک سيستم مديريت محتوا جامع و کلي در سطح سايتها و وبلاگهايمان داشته باشيم. توجه داشته باشيد که اين سيستم قرار نيست محدوديت ايجاد کند بلکه بايد به فعاليت ها نظم و ترتيب بيشتري بدهد. بگذاريد مثالي بزنم، فرض کنيد که يک رويدادي در نقطه اي از کشور مورد توجه و پوشش خبرنگاران خبرگزاريهاي ما قرار مي گيرد، در اکثر خبرگزاريها، شيوه ارسال اخبار تکميل کننده خبر قبل رعايت ميشود که در ايران من، شخصاً، خيلي کم چنين چيزي را ديدهام. خبري که تهيه ميشود، از زمان توليد وارد سيستم مديريت محتوا مي گردد به نظرم بايد توسط ساير منابع به نوعي تکميل و تکميل تر شود و در اين سيستم مديريت محتواي جامع، اخبار و اطلاعات مورد پردازش هاي عمقي تر و در نهايت تحليل هاي عميق تر شود. در يک سيستم جامع مديريت محتوا، نيازهاي مخاطبين را بايد در نظر گرفت و تعامل مداوم بين عوامل تهيه و تنظيم خبر / اطلاعات و مصرف کنندگان آن، موجب مي شود که وقت و سرمايه نيروهاي انساني و از طرف ديگر تجهيزات و امکانات تکنولوژيک (مثلاً پهناي باند مورد استفاده عوامل که يکي از مهمترينهاي آن است) بيهوده و عبث تلف نشود.
نمايش اطلاعات و محتواي تكراري از سايت هاي ديگر بر روي سايتهاي اينترنتي ما از جمله مواردي است كه شخصاً معتقدم بايد از آن حتي الامکان اجتناب شود چرا كه مخاطبين اين سايتها نياز به اطلاعات و محتواي تكراري ندارند، بلكه بايد براي آنان محتوايي منحصر بفرد (از خبر، تحليل خبري، آمار و اطلاعات يا مقالههاي تحليلي از وضعيت اقتصادي و بازار، مساپل سياسي، اجتماعي، فرهنگي و هنري و ورزشي و ...) كه در هيچ كجاي ديگر روي اينترنت يافت نشود تهيه و تنظيم و ارائه نمود. در صحبت هايم هميشه گفته ام که در يك سيستم مديريت محتوا يا CMS اهميت وجود عنصر «نويسنده» (در هريک از بخش هاي مورد نظر که مثالهايش در بالا آمد) براي خلق محتواي مورد نظر و واقعاً مورد نياز جامعه کنوني ما (که تشنه اطلاعات نيز هست) ضروري است و حيات و دوام سايتهاي ما همانطور كه بدون بازديد كننده و کاربر يا عضو غير ممكن به نظر مي رسد، بدون «نويسندگان خبر يا تحليل هاي خبري و مقالات» نيز امكان پذير نيست. اينترنت يک رسانهي مکتوب است و «متن» اساس آن.
هر روز بر تعداد اقلام اطلاعاتي افزوده مي شود. شما از چه نوع اطلاعاتي براي سايت خود استفاده ميکنيد؟ آيا تنها به ارائه اطلاعات تکراري از سايت هاي خبري يا روزنامه ها و خبرگزاريها اکتفا مي کنيد؟ به لحاظ حجم بالايي از اخبار و اطلاعات، آمار و ارقامي كه از سوي منابع موثق و معتبر مختلف چون خبرگزاريها و رسانه هاي راديويي و تلويزيوني و مطبوعات بر روي اينترنت قرار مي گيرد به نظر ضروري است که از تکرار مکررات بپرهيزيم و از هم اكنون به فكر شيوه هاي نو در جمعاوري / توليد (اخبار و اطلاعات منحصربفرد) و در نهايت توزيع و به روزرساني و حتي ذخيرهسازي و نمايش و ارائه اتوماتيك اطلاعات از منابع مختلف باشيم. يکي از دلايلي که موجب موفقيت و جلب توجه وبلاگها در عرصهي اينترنت شده است همين است که ميبينيم وبلاگها توانستهاند حجم عظيمي از اطلاعات جديد و بکر را در اختيار عموم کاربران اينترنتي قرار دهند. مثلاً فيلم جديد و تازهاي را در نظر بگيريد و يا نمايشنامه جديدي که بر روي صحنه مي رود، اولين تماشگران آن فيلم يا نمايش، دست اول ترين اخبار و اطلاعات و نقد و بررسيها را مي توانند در وبلاگهاي شخصي خود پست کنند. اين اطلاعات، تازه و منحصر بفرد است چرا که در اينترنت، امکان دارد پيش از آن مطلبي نوشته يا منتشر و منعکس نشده باشد. «سايتهاي اطلاعرساني بر روي وب» که «اطلاع رساني» را سر لوحهي کارها و اقدامات خود قرار دادهاند، بدون اطلاعات جديد بزودي اعتبار خود را از دست مي دهند و در صورتي که فکري به حال خود نکنند، در مقابل، وبلاگها کم مي آورند. محتواي وبلاگها را مي توان خيلي سريع، و در واقع از توليد به مصرف دانست و اين همان چيزي است که موجب موفقيت وبلاگها در جلب توجه مخاطبين شده است. وبلاگهاي خوب، روي يک موضوع منحصربفرد زوم ميکنند. مثلاً من خانمي را ميشناسم که وبلاگش را نه براي نوشتن خصوصي ترين احساسات و عواطفش، يا آخرين قرار ملاقاتهايش، يا نوشتن هذيانهاي صبحگاهي و شامگاهياش، که براي نوشتن از دانش و تجربهاي که از زمان وبلاگنويسياش کسب کرده است و آن هم فقط و فقط روي يک موضوع جالب و منحصربفرد: وضعيت رستورانهاي بين راه از فلان جا به بهمان جا! ببينيد چطور روي يک اصطلاحاً niche market زوم ميکنند! وبلاگنويسي خوب يعني همين، يعني اينکه يک موضوع و پرداختن به آن. من بارها گفته ام که عليرغم آنچه اين طرف و آن طرف نوشته ميشود در مطبوعات يا در همين اينترنت، معتقدم که ما در ايران وبلاگنويسان خوب يا اصلاً نداريم يا خيلي کم داريم. در وبلاگهاي ايراني، از شير مرغ تا جون آدميزاد پيدا مي شود. همه به يک جا لينک کردهاند: معلوم مي شود که فقط انگار از روي دست هم نوشتهاند و نگاه کردهاند. يکي چيزي نوشته است، بقيه به او لينک کرده اند، وسط وبلاگ، کم ميآورند مي روند يک عکس بي ربط، از يک جا مي آورند و ميگذارند، زيرش مي نويسند بدون شرح! يا مينويسند: «چند وقت است که چيزي ننوشتهام، يعني چيزي براي گفتن نداشتهام و حوصلهام سر رفته است و ...» اين گونه متن و محتوا چه ارزشي دارد؟ مخاطب شما دنبال اين نيست که ببيند شما حوصله داريد يا نه! او به دنبال اطلاعات آمده است. ۸۵ درصد از بازديد کننده هاي شما، ديگر به وب سايت يا وبلاگ شما باز نميگردند. آيا شما اين را مي خواهيد؟ مطمئن هستم که نه، شما اين را نمي خواهيد. وبلاگ واقعي يعني محتوا، يعني چيزي ارائه کنيد که جاي ديگري نيابيد، يعني يک برداشت شخصي، سريع ولي حرفه اي روي يک موضوع و نه روي موضوعات مختلفي که هيچ ربطي به هم ندارند. انتقاد سازنده کردن از يک موضوع هم راه و روش دارد و متاسفانه وبلاگنويس هاي ما کمتر به اين موضوع انديشيدهاند که به تحقيق روي آورند. در مورد چيزهايي که مي بينيد يا مي شنويد، ابتدا تحقيق کنيد و بعد منابع را معرفي کنيد و بعد منتشر کنيد. اين ساده ترين شيوه است براي ايجاد يک محتواي منحصربفرد و جالب که مخاطبين شما را ميخکوب ميکند و توجه آنها را به پيگيري نوشته هايتان جلب ميکند.
در مورد سايتهاي وب، چنانچه بخواهيم كاري اصولي و اساسي انجام دهيم كه در طولاني مدت به نفع سايت و يا حتي وبلاگ ما باشد، بايد بگويم كه طراحي و پياده سازي يا تهيه و تدارك يك سيستم مديريت محتوا Content Management System براي سايت يا وبلاگ است و اين با توجه به گستردگي موضوعات سايت، بايد مورد توجه طراحي يا جمع آوري اطلاعات به منظور انتخاب و خريداري سيستم قرار گيرد. در واقع، وبلاگها، به نوعي يک سيستم مديريت محتواي اما در سطحي کوچک و محدود هستند. اداره کننده وبلاگ بايد در پشت صحنهي وبلاگ يا وب سايت خود از يک نظام و ثبات رويه برخوردار باشد. به روزرساني ها بايد حتي الامکان داراي يک نوع نظم از پيش طراحي شده باشد. سايت هاي وب با ماهيت پورتال، يا سايت هاي صرفاً جهت اطلاعرساني و خبري، بازارهاي الكترونيكي افقي يا عمودي كه مثلاً طيف وسيعي از اقلام كالا و خدمات، پروژه ها و كاريابي، مزايده و مناقصه ها را در بر دارند و يا آنجا که به صورت عمودي فعاليت ميکننداطلاعات منحصربفرد در خصوص يک نوع آيتم مثل خودرو را ارذئه مي دهند و علاوه بر آن، در کنار فعاليت اصلي سايت خود مي خواهند ارائهدهنده گزيدهاي از اخبار مرتبط، مقالات مرتبط، آمار و ارقام و اطلاعات متنوعي پيرامون موضوع اصلي خود باشند، بايد براي توليد محتوا (خبر يا مقاله) – وارد چرخهي مهم جمع آوري و ساختن اطلاعات و محتوا، بررسي و تاييد (Verify) و در نهايت قالب بندي (Formating) محتوا، به هنگام رساني و ذخيره سازي و نمايش محتواي خود حتي الامكان داراي يك سيستم مديريت محتوا CMS منحصربفرد و در عين حال كارا و موثر باشند كه بتوانند به طور ثابت اطلاعات و محتواي سايت را به صورتي منظم و حتي الامکان خودكار انجام دهند. سيستمهاي مديريت محتوا براي سايتهاي وبي که با حجم بالايي از اطلاعات سر و کار دارند قيمتهاي بسيار بالايي دارند. چرا؟ اهميت موضوع در مديريت منابع و امنيت سيستم از لحاظ دسترسي ها چنين ايجاب مي کند. برخورداري از سيستم مديريت محتواي سايت مي تواند به موفقيت هاي بيشتر براي سايت در آينده كمك هاي بسياري كند.
در حال حاضر حجم قابل توجهي از اطلاعات، اخبار، مقالات، آمار و ارقام از سوي منابع مختلف بر روي اينترنت قرار مي گيرد و نيز پيش بيني ميشود كه در آينده به تعداد اين منابع افزوده شود. جستجو، مطالعه و بررسي، تجزيه و تحليل و پردازش اين حجم بالاي اطلاعات و در نهايت انتخاب، ذخيره سازي و به روزرساني به موقع مواد و اقلام انتخاب شده بر روي سايت، زمان بسياري را از نيرو يا نيروهاي انساني موظف به انجام اين عمل در شرکتها خواهد گرفت و قطعاًً دوباره كاريها در حوزه هاي مختلف، باعث تلف شدن وقت و سرمايه شركتها و نيز بالا رفتن درصد خطا در هنگام يافتن ميزان اعتبار اخبار و مقلات و ... و در نهايت به هنگام انتخاب و گزينش و ويرايش مطالب خواهد شد. همين الان چرخي در اينترنت بزنيد و ببينيد که دهها خبرگزاري فارسيزبان دارند يک نوع خبر و يک نوع اطلاعات را تنها با کمي تغيير جزئي بر روي سايت هاي خود منتشر مي کنند. وب سايتهاي ديگر با aggregator هايشان همانها را عيناً مخابره ميکنند، پورتالها و سايتهاي خصوصي و دولتي و سازمانها نيز همانها را در سايت خود قرار مي دهند، وبلاگنويس ها هم - نمي گويم همه اما قبول داشته باشيد که اکثراً، لينکي به همان منابع مي دهند و از قضيه ميگذرند. مثل اقتصادمان، اينجا هم، به نظرم ما دچار يک جور بيماري شدهايم. نداشتن يک سيستم مديريت محتوا در تک تک وب سايتهايمان کاملاً مشاهده مي شود و من معتقدم که ما بايد يک سيستم مديريت محتوا جامع و کلي در سطح سايتها و وبلاگهايمان داشته باشيم. توجه داشته باشيد که اين سيستم قرار نيست محدوديت ايجاد کند بلکه بايد به فعاليت ها نظم و ترتيب بيشتري بدهد. بگذاريد مثالي بزنم، فرض کنيد که يک رويدادي در نقطه اي از کشور مورد توجه و پوشش خبرنگاران خبرگزاريهاي ما قرار مي گيرد، در اکثر خبرگزاريها، شيوه ارسال اخبار تکميل کننده خبر قبل رعايت ميشود که در ايران من، شخصاً، خيلي کم چنين چيزي را ديدهام. خبري که تهيه ميشود، از زمان توليد وارد سيستم مديريت محتوا مي گردد به نظرم بايد توسط ساير منابع به نوعي تکميل و تکميل تر شود و در اين سيستم مديريت محتواي جامع، اخبار و اطلاعات مورد پردازش هاي عمقي تر و در نهايت تحليل هاي عميق تر شود. در يک سيستم جامع مديريت محتوا، نيازهاي مخاطبين را بايد در نظر گرفت و تعامل مداوم بين عوامل تهيه و تنظيم خبر / اطلاعات و مصرف کنندگان آن، موجب مي شود که وقت و سرمايه نيروهاي انساني و از طرف ديگر تجهيزات و امکانات تکنولوژيک (مثلاً پهناي باند مورد استفاده عوامل که يکي از مهمترينهاي آن است) بيهوده و عبث تلف نشود.
نمايش اطلاعات و محتواي تكراري از سايت هاي ديگر بر روي سايتهاي اينترنتي ما از جمله مواردي است كه شخصاً معتقدم بايد از آن حتي الامکان اجتناب شود چرا كه مخاطبين اين سايتها نياز به اطلاعات و محتواي تكراري ندارند، بلكه بايد براي آنان محتوايي منحصر بفرد (از خبر، تحليل خبري، آمار و اطلاعات يا مقالههاي تحليلي از وضعيت اقتصادي و بازار، مساپل سياسي، اجتماعي، فرهنگي و هنري و ورزشي و ...) كه در هيچ كجاي ديگر روي اينترنت يافت نشود تهيه و تنظيم و ارائه نمود. در صحبت هايم هميشه گفته ام که در يك سيستم مديريت محتوا يا CMS اهميت وجود عنصر «نويسنده» (در هريک از بخش هاي مورد نظر که مثالهايش در بالا آمد) براي خلق محتواي مورد نظر و واقعاً مورد نياز جامعه کنوني ما (که تشنه اطلاعات نيز هست) ضروري است و حيات و دوام سايتهاي ما همانطور كه بدون بازديد كننده و کاربر يا عضو غير ممكن به نظر مي رسد، بدون «نويسندگان خبر يا تحليل هاي خبري و مقالات» نيز امكان پذير نيست. اينترنت يک رسانهي مکتوب است و «متن» اساس آن.
تابان خواجه نصيري - نويسنده، مترجم، روزنامهنگار متولد ۱۷ تير ۱۳۴۶ متاهل و ساکن تهران است. از او مقالات متعددي در نشريات گوناگوني چون مجلات سروش، علم الکترونيک و کامپيوتر، شبکه، کامياب و آشيانه و ... منتشر شده است. با تابان مي توانيد از طريق فرمهاي تماس سايت webfaqt.com و يا شماره تلفن / فکس ۴۱۰۴۵۱۸ در تهران تماس حاصل نماييد.






